| |
هرچقدر هم که شب ها خوب بخوابم در طول روز احساس خستگی زیادی دارم. |
| |
حتی در اوقات استراحت نیز فکرم پراز چیزهایی است که مربوط به کارم هستند. |
| |
خیلی سریع سرما می خورم و بدنم در مقابل بیماری های عفونی مقاومت کمتری نشان می دهد. |
| |
وقتی فشارهایم زیاد می شوند بیشتراز پیش مشروبات الکلی مینوشم. |
| |
برای بخواب رفتن مشکل دارم. و یا اینکه در شب یکهو از خواب می پرم. |
| |
تمرکزم کم شده و حتی در صحبت با دیگران متوجه شده ام که موضوع را بسرعت گم می کنم. |
| |
هر روزی که می گذرد احساس میکنم که فشار کارها روی من زیادتر از گذشته شده است. |
| |
وقتی کارها یم با برنامه پیش نمی روند بسیار اعصابم خرد می شود و با خشم عکس العمل نشان می دهم. |
| |
بیشتر اوقات سردرد، دردهای معده و یا پرش قلب دارم. |
| |
بیشتر اوقات احساس می کنم توانایی هایم کمتر شده اند و دیگر مانند گذشته از پس کاهایم بر نمی آیم. |
| |
با هر صدایی از جا می پرم و هر چیزی براحتی تعادلم را بهم می زند. |
| |
خودم را از جمع کنار می کشم و به تنهایی روی آورده ام. |
| |
احساس می کنم همه چیز دارد برایم زیاده از حد می شود و هر چیز کوچکی مرا برآشفته می کند. |
| |
در طول روز در تصورم از کس یا کسانی که باعث اعصاب خردی ام شده اند انتقام می گیرم. |
| |
می ترسم از اینکه نکند کنترلم را از دست بدهم و بلایی بر سر خودم و یا کس دیگری بیاورم. |
| |
|
|
جمع کل نمرات این تست:
|